مسئولیت مدنی دولتها در سطح جامعه جهانی در قبال تغییرات اقلیمی و آب و هوایی
- 1 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشگاه پیام نور واحد تهران، ایران، مدرس دانشگاه، وکیل پایه یکم دادگستری
چکیده
این مقاله به بررسی تحولات در حوزه حقوق بینالملل با تمرکز بر مسئولیت بینالمللی دولتها در زمینه تغییرات اقلیمی میپردازد. در سالهای اخیر، مفهوم مسئولیت مدنی دولتها در قبال تغییرات اقلیمی در چارچوب حقوق بینالملل، تحولی بنیادی را تجربه کرده است. این تحول، بهویژه با صدور نظر مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۵، به درخواست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به نقطه عطفی رسید. اگرچه این نظر فاقد الزام حقوقی است، اما با استناد به طیف وسیعی از منابع حقوقی، از اقتدار اقناعی قابل توجهی برخوردار است و به عنوان مرجعی جهانی، جهتگیری آینده دعاوی مرتبط با تغییرات اقلیمی را مشخص میکند. برای پیشگیری یا کاهش اثرات این تغییرات، همکاری همهجانبه دولتها در نظام بینالملل امری ضروری است. به همین دلیل، تدوین و اجرای قوانین مرتبط باید با ضمانت اجراهای کارآمد همراه باشد.موضوع مسئولیت بینالمللی دولتها به دلیل اعمال مجاز اما پرخطر، بر پایه تئوری خطر استوار شده است. کمیسیون حقوق بینالملل، علاوه بر تأکید بر مسئولیت دولتها درباره اعمال غیرقانونی، اهمیت مسئولیت ناشی از خطرات ایجاد شده توسط اعمال مجاز را نیز مورد توجه قرار داده است. در حقیقت، مفهوم مسئولیت بینالمللی ناشی از اعمال مجاز از حقوق داخلی اقتباس شده و سپس با نیازها و الزامات نظام حقوق بینالملل سازگار گردیده است. برخلاف نظریه کلاسیک مسئولیت بینالمللی که بر مبنای تخلف دولت شکل میگیرد، در اینجا مسئولیت قهری دولت در قبال تمامی اقداماتش مورد نظر است. ورود این مفهوم به حقوق بینالملل را میتوان نتیجه گسترش روزافزون نقش و حضور دولتها و توسعه معاهدات در جنبههای مختلف زندگی بشری دانست. این روند نشاندهنده نقش اساسی دولتها در مدیریت چالشهای جهانی همچون تغییرات اقلیمی است.
- دفعات مشاهده مقاله: 22
- دفعات دانلود مقاله کامل : 26